بسمه تعالی![]()
خدایا ابراهیم را گفتی که عزیزترین فرزندش را قربانی کند.و او اسماعیل را مهیای قربانی کرد.
هنگامی که پدر کارد را به گلوی فرزندش نزدیک میکرد ندا آمد دست نگه دار.
ابراهیم آزمایش خود را داد ولی اسماعیل هنوز به آن درجه تکامل نرسیده بود که قربانی شود.
زمان زیادی گذش تا قربانی کاملی که عزیزترین فرزندان آدم بود بدرجه ارزش قربانی شدن رسید و در
همان راه خدا قربانی شد و او حسین بود.
خدایا! تو به من دستور دادی که در راه تو قربانی شوم فوراْ اجابت کردم و مشتاقانه به سوی قربانگاه
عشق حرکت کردم....اما تو می خواستی که این قربانی هر چه با شکوه تر باشد لذا دوستانم را و
فرزندانم را و عزیزترین کسانم را به قربانی پذیرفتی .... و مرا در آتش اشتیاق گذاشتی... .
شهید مصطفی چمران![]()
نوشته شده توسط محمدرضا پور جعفری در سه شنبه بیست و چهارم دی 1387 ساعت | لینک ثابت |

