
يکي از آرزوهاي پيروان راستين امامان معصوم عليهمالسلام آن است که در دوران پنهان زيستي آخرين پيشواي معصوم خويش، به ديدار جمال نوراني آن امام همام نائل آيند. اما از آنجايي که پنهان زيستي آن امام بزرگوار سرّي از اسرار الهي است. درباره ملاقات ايشان در دوران غيبت، بحثهاي فراواني به وجود آمده است.
توجه شما را به ديدگاه برخي از مراجع تقليد در اين باره جلب ميكنيم.
ادامه مطلب

پسرم! نه گوشهگیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود به جامعه و تشكیل حكومت شاهد گسستن از حق؛ میزان در اعمال انگیزههای انها است.
پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مكن كه تاخت و تاز شیطان در این میدان كمتر از میدان تا خت و تاز در بین مسئولین و دست اندر كاران نیست.
پسرم! سوره حشر را مطالعه كن كه گنجینههایی از معارف و تربیت در آن هست و ارزش دارد كه انسان یك عمر در آنها تفكر كند و از آنها به مدد الهی توشه بردارد.
پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپاری و موثری را جز او ندانی.
پسرم! چه خوب است به خود تلقین كنی و به باور خود بیاوری یك واقعیت را؛ كه مدح مداحان و ثناجویان چه بسا كه انسان را به هلاكت برساند و از تذهیب اخلاق و نفس دورتر سازد.
پسرم! گناهان را هر چند كوچك به نظرت باشند سبك مشمار (انظر الی من عصیت) و با این نظر همه گناهان بزرگ و كبیره است.
پسرم! هیچگاه به دنبال تحصیل دنیا اگر چه حلال او باشد؛ مباش كه حب دنیا گر چه حلالش باشد، راس همه خطایا است، چرا كه خود حجاب بزرگی است و انسان را ناچار به دنیای حرام میكند.
تو جوانی و با قدرت جوانی كه حق داده است، میتوانی اولین قدم انحراف را قطع كنی و نگذاری به قدمهای دیگر كشیده شوی كه هر قدمی، قدمهایی در پی دارد و هر گناهی - گرچه كوچك - به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را میكشد به طوری كه گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید بلكه گاهی اشخاص به ارتكاب بعضی كبائر به یكدیگر فخر میكنند.
منبع:كتاب صحیفه امام (رحمةاللهعلیه) ؛ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.
هرچند امام خمینی مرجع تقلید جهان تشیع و رهبر مردم ایران بوده، اما گستره اثرگذاری و محبت ایشان هرگز به شیعه و ایران محدود نبوده است.
به گزارش تبیان به نقل از «تابناك»، امام (ره) اندكی پیش از عزیمت خود به ایران از نوفل لوشاتو، درخواست بك جوان آلمانی را اجابت میكند.
با استناد به نوشته صحیفه امام، جوان آلمانی در نامه خود خطاب به امام میآورد:
«آقای خمینی عزیز، نمیخواهم با تقاضای خود مزاحم شما بشوم، اما تا دیروز مشكلی داشتم (كه میخواهم با مساعدت شما حل كنم). امیدوارم با محبتی كه دارید كمكم كنید. نامزدم به زودی هدیه سالروز تولدش را دریافت خواهد كرد؛ هدیهای كه از قلب من تقدیم میشود. او مشتاقانه دستخط (بزرگان را) گردآوری میكند (و كلكسیونی از این دستخطها دارد) و روز تولدش چهارم فوریه است.
چقد خوشحال میشود كه سلامی از شما دریافت كند. لذا از شما درخواست میكنم كه لطفی در حق من كرده و چند جمله زیبا روی كارتپستالی كه (در پاكت نامه) برایتان گذاشتهام برای ایشان بفرستید. اگر اساسا دستخطی برای كسی ارسال نمیكنید، لطفا مرا در جریان امر قرار دهید.
اكسل نلكن ـ ببلز دورف ـ شماره 57 ـ 5810 ویتن ـ آلمان غربی.
با تشكر و بهترین آرزوها برای شما. ارادتمند شما، پردیسی كوپیسا»
اما پاسخ امام خمینی به وی به این شرح است:
بسمه تعالی
«سعی كنید برای جامعه فرد مفیدی باشید. سعی كنید تحت تأثیر قدرتهای شیطانی واقع نشوید. سعی كنید انسان متعهد باشید. انشاءالله سلامت باشید.»
روحالله الموسوی خمینی
ضرورت وحدت امت اسلامى و زيانهاى تفرقه بر كسى پوشيده نيست. و اسلام در آيات و احاديث فراوان مردم را به وحدت دعوت نموده و از تفرقه بر حذر داشته اس. پيامبر اكرم و هم مصلحين منادى وحدت بوده اند (دار التقريب) ليكن صحبت در معناى وحدت است.
محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم ـ فتح ـ .29
موضوع سخن مفهوم وحدت است و تشريح و يبين آن. مقصود تفسير معناى وحدت در مذاهب اسلامى است نه هر وحدتى.
ادامه مطلب
تکلیفاتم٬ شایسته ی تشریفاتم . گلزار خردمندانم ٬ افزار هنر مندانم . ای عشق ترا کی رسد که دهن
باز کنی و زبان طعن دراز کنی . تو کیستی؟ مفلسی خرمن سوخته و من مخلصی لباس تقوا دوخته .
تو کیستی؟ آورندهی محنت ها و بلا ها و من واسطه لاتینا کل نفس هدیها.
عشق گفت من دیوانه ی جرعه ذوقم ٬ برآرنده ی شعله ی شوقم ٬ زلف محبت را شانه ام ٬ زرع مودت
را دانه ام. ای عقل تو کیستی ؟ مودب راه ٬ و من مقرب شاه آن ساعت که روزبار بود نوروز عشرت یار
بود ٬من سخن از دوست گویم و مغز پوست جویم٬ نه از حجاب پرسم٬ نه از حجاب ترسم ٬ مستانه وار در
آیم و به شرف قرب برآیم ٬ تاج قبول نهم بر سر٬ و تو که عقلی همچنان بر در !
خواجه عبدالله انصاری
شهادت حضرت مسلم بن عقیل در سال ۶۰ ق.
شب:
۱.مناجات و دعا:شب عرفه از شب های بسیار مناسب برای توبه و مناجات با خداوند است.
۲.زیارت امام حسین(ع):در روایات آمده است که خداونددر شب عرفه ابتدا به زائران قبر امام حسین (ع)
نظر می کند و سپس به کسانی که در موقف (مکه) هستند.
ادامه مطلب
به من گفتند: اکر خوابیدم٬ اول وقت نماز بیدارم کن. گفتم: چشم.۰دیدم اول وقت شد و امام خوابیده اند٬
حیفم آمد که صدایشان بزنم٬ عمل جراحی٬ سرم به دست٬ گفتم سدایشان نزنم. چند دقیقه ای از اذان
گذشت و امام چشم هایشان را باز کردند و گفتند: وقت نماز شده است؟گفتم بله. امام فرمودند: چرا
صدایم نزدی؟ گفتم: ده دقیقه بیشتر از وقت نگذشته است. فرمودند: مگر به شما نگفته بودم؟ ایشان
سپس فرزندانشان را صدا زدند که: احمد بیا٬ و فرمودند: ناراحتم٬ از اول امرم تا حال٬ نماز را اول وقت
خوانده ام٬ چرا الان که پایم لبه گور است ده٬ دقیقه تاخیر افتاد؟!

بسم اللّه الرحمن الرحيم
خداوندا، پاک تويى و سپاس مى گويمت، اى که آرزوى عارفين به قله کمال احديتش نرسد، و انديشه پويندگان از وصول به کبرياى مقدسش کوتاه .
عظمتت والاتر از آنکه براى ورود به آن راهى يابد، و اسمائت مبرا از آنکه به دام پندار متفکرين آيد.
توراست احديت ذاتى در مقام حضرت جمعى و غيبى ،و از آن توست واحديت فردى در تجليات اسمائى و اعيانى.(3) پرستيده تويى در حالى که خود مى پرستى، و پسنديده تويى به هنگامى که مى پسندى.
خداوندا، تو را سپاس مى گوييم با زبانهاى ذاتى ات که در عين جمع و وجود است(4) براى نعمتهايت که جلوه گر در آينه هاى غيب و شهود است، اى که پيدايى هنگامى که پنهانى و نهانى چون هويدا.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز آماج بسیارى از تبلیغات خصمانه دشمنان، در درجه اول، دانشجویان و دانشگاهیانند.
*این خیلى ارزش دارد كه جوان و دانشجوى ما احساس كند این كارى كه الان به آن سرگرم و مشغول است، كارى است كه مىتواند آن را پاى خدا حساب كند و براى خدا دنبال بنماید.
*جوان - چه جوان دانشجو و چه بقیه نسل جوان - اگر حسّاسیت و شوق و شور خودش را از دست داد، دیگر آن جوانى نیست كه انسان بتواند براى آینده كشور به او امید ببندد.
*صفا و معنویت و نورانیّت و پاكى جوانان ما بر خیلى از چیزهایى كه امروز سعى مىشود در محیط جوان و بخصوص در محیط دانشجویان تزریق و تلقین و تحمیل شود، فائق خواهد آمد.
*طبیعت جوان، طبیعت دانشجو و نهضت دانشجویى، مقابله با نفوذ بیگانه، نفوذ دشمن، نفوذ قلدرها، زورگوها و دیكتاتورهاى بینالمللى در داخل مسائل یك كشور است.
*انتظارم از نسل جوان، بهویژه دانشجویان این است كه صفا و یكرنگى و طهارت اخلاقى داشته باشند و از دوز و كلكهایى كه مربوط به دوره بعد از جوانى و مربوط به ابتلائات زندگى است، خود را دور نگه دارند.
*هر كس در كشور ما نسبت به جامعه جوانِ دانشجو حسّاسیتِ همراه با احساس تكلیف نداشته باشد، بدون شك دچار غفلت است.
*دانشجوى ایرانى، با هوشمندىاش، با ایمانش، با احساس استقلالش، با احساس عزّتى كه امروز در ملت ایران و بخصوص در جوانان و دانشجویان ما هست، اگر سى سال كار كند، امید هست كه به قدر صد سالِ دیگران پیشرفت كند. من معتقدم بین گروههاى دانشجویى، با هر سلیقهاى كه هستند، باید روابط حسنه برقرار باشد.
*دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسى نداشته باشد، فریب مىخورد و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگى است كه تحمّلش خیلى سخت است.
*اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا كنند، باید فعّالیت سیاسى بكنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاكره و مباحثه كنند. تا این كار نشود، دانشجویان توانایى پیدا نمىكنند.
*من به طور خلاصه دانشگاه اسلامى را دانشگاهى مىدانم كه در آن، علم یك ارزش حقیقى است. آدم علم را براى گرده نانى كه از آن طریق مىشود به دست آورد، تحصیل نمىكند.
بسماللهالرحمنالرحیم. قبل از اینکه به سوالات این دختر خانم عزیز جواب بدهم، باید بگویم خوش به حال شما جوانان و نوجوانان امروز؛ به شماها اهمیت داده میشود، به شما پرداخته میشود. این آقایان محترم(1)، با این مایههای فکریی که من حالا مورد تامل قرار دادم، برای شما به- خصوص- برنامه ریزی و برنامه سازی میکنند، تدارک اندیشیدن برای شماها ترتیب میدهند، با شما حرف میزنند، تماس برقرار میکنند و هر نامهای از نامههای شما را جواب میدهند.
البته من سابقهی آشنایی با شما عزیزان را ندارم؛ اما از همین گزارش(2) چیزهای زیادی را نسبت به استعداد و توان شماها حس کردم. البته من گاهی برنامهی نیم رخ را هم به یاد نوجوانی نگاه میکنم- هم برنامه ی نیم رخ را، هم گاهی برنامهی کودکان را تماشا میکنم- بنابراین باید گفت: خوش به حال نسل جوان و نوجوان امروز که اینقدر برایشان امکانات فکر کردن و فهمیدن و تماس گرفتن و اظهار کردن ما فیالضمیر خودشان فراهم است. حالا اگر من در پاسخ سوالات این خانم- که البته این سوالات خیلی بود؛ اصلا یادم نمیماند. باید آنها را دانه دانه مطرح کنید، تا انشاءالله جواب بدهم- اگر بخواهم حرف بزنم، خواهید دید که اصلا زمان ما این گونه نبود؛ به ما اینقدر اهمیت داده نمیشد، با ما این طور صحبت نمیشد، این طور نظراتمان و حرف دلمان خواسته نمیشد- که از شما خواسته میشود- خب، شما از این جهت از ما جلو هستید. انشاءالله که خداوند بر شماها مبارک بکند؛ ... و موفق باشید.
ادامه مطلب
داستانی از یکی از بزرگان علمای شیعه٬ مرحوم وحید بهبهانی(محمد باقر بن محمد اکمل) از بزرگان
علما و استاد (بحر العلوم)و(میرزای قمی)و)کاشف الغطاع) بود واز کسانی است که حوزه ی علمی او در
کربلا حوزه ی بسیار پر بربرکتی بوئه ودر کربلا هم زندگی می کرده است. ایشان دو پسر دترد یکی به نام
آقا محمد علی صاحب کتاب (مقامع)ودیگری بنام آقا محمد اسماعیلی٬ در شرح حال این مرد بزرگ
نوشته اند روزی عروسش (زن آقا محمد اسماعیلی )رادید که جامه های عالی و فاخر پوشیده است٬ به
پسرش اعتراز کرد که چرا برای زنت این جور لباس می خری؟پسرش خیلیجواب روشنی داد، گفت :
قل من حرم زینة الله التی اخرج لعباده و الطیبات من الرزق .
مگر اینها حرام است ؟ لباس فاخر و زیبا را چه کسی حرام کرده است ؟ گفت: پسرکم، نمی گویم که
اینها حرام است . البته حلال است ، من روی حساب دیگری می گویم ، من مرجع تقلید و پیشوای این
مردم هستم ، در میان این مردم غنی هست ، فقیر هست، متمکن هست ، غیر متمکن هست افرادی
که از این لباس های فاخر و فاخر تر بپوشند هستند ولی طبقات زیادی هم هستند که نمی توانند اینجور
لباس ها بپوشند ، لباس کرباس می پوشند ، ما که نمی توانیم این لباس ها را که خودمان می پوشیم
برای مردم هم تهیه کنیم و نمی توانیم که آنها را در این سطح زندگی بیاوریم .
ولی یک کار از ما ساخته است و آن همدردی کردن با آنها است آنها چشمانشان به ما است ٬یک مرد
فقیر وقتی زنش از او لباس فاخر مطالبه می کند٬یک مایه ی تسکین خاطر دارد٬می گوید:گیرم ما مثل
ثروتمندان نبودیم ٬ما مثل خانه ی آقا وحید زندگی می کنیم ببین زن یا عروس وحید این جور می باشد
که تو می پوشی؟وای به حال آن وقتی که ما هم زندگیمان را مثل طبقه ی مرفه و ثروتمند کنیم که این
یگانه مایه ی تسلی خاطر و کمک روحی فقرا هم از دست می رود٬من به این منظور می گویم ما باید
زاهدانه زندگی کنیم که زهد ما هم دردی با فقرا باشد. روزی که دیگران توانستند لباس فاخر بپوشند ما
هم لباس فاخری می پوشیم.![]()
گزیده ای از سخنان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در رابطه با دانشجو و دانشگاه:

*دانشگاه پایگاه اصلى انقلاب بوده و باز هم خواهد بود.
*دانشجویان یكى از قشرهاى زنده و فعّال و با نشاطند. در قضایاى اجتماعى و سیاسى هم باید همینطور زنده و فعّال و بانشاط شركت كنند.
*دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این كشور است.
*دانشجو جزو بچههاى برگزیده این خانواده بزرگى است كه اسمش ملت ایران است.
*اگر دشمنان نتوانستند دانشجو را در جهت خودخواسته به راه بیندازند، یقیناً كار و تلاش و تبلیغى مىكنند تا شاید بتوانند دانشجو را به انفعال و بىعملى بكشانند.
*انقلاب اسلامى، جهت گیرى دانشگاه را یكسره دگرگون كرد و خودباورى، و ابتكار، و استقلال، و پایبندى به ارزشهاى اسلامى، و جهاد علمى، و آزادى از اسارت و تبعیت، را جهت اصلى آن قرار داد.
*سادهانگارى است اگر امید و طمع دشمن بر رجعت دانشگاه به آن گذشته آفت زا، نادیده گرفته شود.
مولی الموحدین علی علیه السلام و خاندان عصمت را غصب کردند و با برداشت عصر جاهلیت خود باعث
انحراف دین مبین اسلام شدند، سرآغاز یک حرکت کاملا متضاد با احکام الهی و اسلام برداشته شد.![]()
ادامه مطلب
دشمنی کردن، اما اگر کسی معتقد به مسئله ای نبود ضد آن نیست.![]()
ادامه مطلب
|
قسمتی از آن باغستانهای خرما با چشمهای زاینده و بقیه زمینهای حاصلخیز بود و مجموع عایداتش در سال گاه به 70 هزار دینار طلا نقل شده است. |
ادامه مطلب
هر کس که هوای کوی دلبر دارد از سر بنهد هر آنچه در سر دارد
ورنه به هزار چله ار بنشیند سودش ندهد که نفس کافر دارد
برادرم!قدم اول در سلوک توبه و پاکی از گناه و دوری ار گفتار ناپاک٬و کردار و اندیشه های ناشایسته و
خوی های نکوهیده است.در کلام خدای غفور رحیم نیکو تدبر کن که فرمود:
((سعی کن تا محبوب کردگار شوی!))
روایت شده که پیامبر اکرم به یاران خود می فرمود: وقتی می خواهید اجازه ی ورود به خانه ای را بگیرید٬
روبروی در نایستید.خود حضرت هم هر گاه می خواست وارد خانه ای شود٬روبروی در نمی ایستاد٬ بر
جانب راست یا چپ می ایستاد و بلند می گفت:السلام علیکم٬ سلام بر شما و بدین ترتیب٬ اجازه ی
ورود می خواست.
در تبریز در خانواده ای از اهل علم و دین و ادب به دنیا آمد.به تحصیل علوم دینی پرداخت و مقدمات را در
تبریز فرا گرفت. سپس به نجف رفت تا در جوار مولایش علی(ع)به تحقیق و تتبع بیشتر بپردازد. پاکی
عمل٬اخلاق نیکو٬خودسازی٬پاکدامنی٬صداقت وصراحت لهجه٬بی اعتنای به ریاست و راستگویی٬در کنار
توکل٬شجاعت ادبی و قدرت اندیشه و قلم و پشتکار از خصوصیات بر جسته او بود.در کتاب (شهداء
الفضیله)خود٬که اولین اثر قلمی اوست٬ شهیدان تاریخ شیعه و اسلام را از قرن چهارم تا چهاردهم هجری
قمری از منابع مختلف گرد آورد و زندگی نامه و شرح اندیشه آن ها را نگاشت تا مبرا به فراموشی سپرده
شوند. وی کتب گران سنگی نیز برای معرفی مفهوم زیارت و عبادت٬فلسفه٬فقه و اصول و تفسیر قرآن
کریم نوشت. اما آنچه وی بدان شناخته می شود کتاب ارزشمند الغدیر است که وی در آن حدیث غدیر را
شکافت و واقعه غدیر را با هدف تبیین ولایت جاودان امیرالمومنین به رشته تحریر در آورد. وی در این کتاب٬
آیات قرآن٬احادیث و نظر تابعین٬اصحاب و علمای فرقه های مختلف اسلامی را جمع آوری کرد و بررسی
نمود. محل دفن این محدث٬مفسر٬متکلم و فقیه بزرگ در کتابخانه بزرگ نجف به نام(مکتبه الامام امیر
المومنین العامه)می باشد که خود وی با ۴۲۰۰۰جلد کتاب خطی و چاپی بنیان نهاد.
ولادت:۱۲۸۱ه.ش وفات:۱۳۴۹ه.ش
گویند امام زین العابدین(ع) را غلامی بود پای گوسفند را بشکست. گفت:چراکردی؟گفت عمدا کردم تا تو
را به خشم آورم.گفت:من اکنون آن کس را به خشم آورم که تو را ای آموخت یعنی ابلیس را پس غلام را
آزاذ کرد. و هم از او روایت کنند که غلامی را دوبار آواز داد و او جواب نداد. گفت: نشنید؟گفت:شنیدم.
گفت:چرا جواب ندادی. گفت:از خلق نیکوی تو ایمن بودم که من را نرنجانی.
نصیحه الملوک.امام محمد غزالی
گويند با يزيد گفت:اگر نكير و منكر در قبر مرا پرسند كه پروردگار تو كيست؟به آنها مي گويم از من مپرسيد،از پروردگار من سوال كنيد كه بنده ي تو كيست؟![]()
برخي مردم از روي ناداني كارهايي انجام مي دهند كه قبل از هر چيز آبروي خود را از بين
مي برند،اين ها بدون ترديد براي هميشه دچار ضرر خواهند شد و حال آن كه اگر قبل از
انجام آن كارهابا كساني مشورت مي كردند،شايد نه تنها آبرويشان حفظ مي شد،بلكه آبروي
بيشتري همبه دست مي آوردندو به تعبير ديگر،آنها چوب ناداني خود را مي خوردند. حقيقت اين است كه افراد نادان هميشه در حال ضرر و زيان هستند و طبا" نبايد هم انتظاري بيش از اين داشته باشند و تنها راهي كه مي تواند باعث نجات آنها شود، دانش آموختن است. اگر چه ممكن است دشواري هايي در اين راه وجود داشته باشد،ولي به هر حال در سايه تلاش مداوم ،اميد بخش بوده و راه نجاتي در پيش آن ها مي گذارد.
تقوي بزرگترين صفت اخلاقي است كه وجود آن در هر كس او را به همه ي فضايل الهي رهنمون مي كند.تقوي نيرويي دروني است كه انسان را براي گزينش افعال خداپسندانه ياري مي دهد.
تنها امري كه براي شخص متقي مهم است رضايت خداوند است،اگر انجام كاري رضايت خداوند را در پي داشت،آن را انجام مي دهد و اگر عملي باعث خشم خداوند شود،ازآن دوري مي كند.

