
اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركاتها و ردّ كل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان.(1)
ترجمه:
زمانى كه حضرت حجة (عج) ظهور كند به عدالت حكم مىكند و كسى نمىتواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راهها به وسیله او امن مىگردد، زمین بركاتش را براى استفاده مردم خارج مىكند و امور را به دست اهلش مىسپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمىماند و همه به اسلام گرایش پیدا مىكنند.
ادامه مطلب
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

۱- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله عليه و آله در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.
2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.
ادامه مطلب
اهـل بـيـت رسـول خـدا(ص ) را هـمـانـنـد اسـيـران وارد كوفه كردند امام سجاد(ص ) از شدت بيمارى رنجور شده بود, ولى با اين حال او را در غل و زنجير كرده بودند.
مـردم كـوفـه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مـردم اشـاره كـرد كـه خاموش باشيد, يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:.
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهـل كـوفـه ! اى مـردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشك مباد, ناله هايتان آرام نـگـيردشما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته , سپس تارتار از هم مى گسلد سـوگـندهايتان رادست آويز فساد كرده ايد, آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست ؟
شما به سبزه خاكروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانيد, براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب , جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟ .
آرى ! بـه خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد, ننگى كه تا ابـدپـاك نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا, سيد جوانان بـهـشتى راكشته ايد, آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود, آنكه دليل روشن و زبـان گـويـاى شـمـابـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نـصـيـبـتـان بـاد سـعـيتان به نوميدى انجاميد, دست ها بريده شد, سوداى پرزيانى كرديد, خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بـر شـمـا! مـى دانـيـد چـه جگرى از رسول خدا شكافتيد و چه پرده نشينى را از پرده بيرون كشيديد وچه خونى ريختيد و چه حرمتى را شكستيد كار بسيار زشتى مرتكب شديد چيزى نمانده كـه آسـمـان وزمين شكاف بردارد و كوهها ويران شوند آنچه كرديد بزرگ , دشوار, بد, كژ, زشت و شوم است و چنان بزرگ كه زمين و آسمانها را پر كرده آيا شگفت داريد اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خواركننده تر است و شما را در آن روز ياورى نيست .
مـهـلـت شـمـا را مـغـرور نـسازد كه خداى تعالى از شتابكارى به دور است و هميشه براى انتقام فرصت دارد و در كمين گاه است
مـردم كـوفـه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مـردم اشـاره كـرد كـه خاموش باشيد, يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:.
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهـل كـوفـه ! اى مـردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشك مباد, ناله هايتان آرام نـگـيردشما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته , سپس تارتار از هم مى گسلد سـوگـندهايتان رادست آويز فساد كرده ايد, آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست ؟
شما به سبزه خاكروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانيد, براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب , جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟ .
آرى ! بـه خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد, ننگى كه تا ابـدپـاك نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا, سيد جوانان بـهـشتى راكشته ايد, آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود, آنكه دليل روشن و زبـان گـويـاى شـمـابـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نـصـيـبـتـان بـاد سـعـيتان به نوميدى انجاميد, دست ها بريده شد, سوداى پرزيانى كرديد, خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بـر شـمـا! مـى دانـيـد چـه جگرى از رسول خدا شكافتيد و چه پرده نشينى را از پرده بيرون كشيديد وچه خونى ريختيد و چه حرمتى را شكستيد كار بسيار زشتى مرتكب شديد چيزى نمانده كـه آسـمـان وزمين شكاف بردارد و كوهها ويران شوند آنچه كرديد بزرگ , دشوار, بد, كژ, زشت و شوم است و چنان بزرگ كه زمين و آسمانها را پر كرده آيا شگفت داريد اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خواركننده تر است و شما را در آن روز ياورى نيست .
مـهـلـت شـمـا را مـغـرور نـسازد كه خداى تعالى از شتابكارى به دور است و هميشه براى انتقام فرصت دارد و در كمين گاه است
حسين (ع ) بابى از بهشت
رسـول گـرامى اسلامى (ص ) فرمود: به وسيله من آگاه شديد, با على راه يافتيد وهدايت شديد, نيكى ها به واسطه حسن به شما عطا شد, ولى سعادت وشقاوت شما با حسين است آگاه باشيد كه حسين يكى از درهاى بهشت است , هر كس با او دشمنى كنـد, خدابوى بهشت را بر او حرام مى كند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
مطلب برادرزاده را در خانه خود با احترامبسیار تربیت نمود و بزرگ کرد. شخصیت بر جسته و اخلاق
انسانی عبد المطلب به حدی بالا و بر جسته بود که روز به روز بر شهرت و آوازه ی او در بین مردم افزود.
شهرت عبد المطلب به بزرگی و داشتن اخلاق عایس انسانی موجب شد تا پس از مرگ عمویش
عبدالمطلب ٬ مسئولیت آب و غذا دادن به حاجیان به او سپرده شودُ و مردم اورا پناه خود در همه ی
مشکلات بدانند.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
دوستان محرم نزديك است.
مست از شميم غدير چرخيدم تا خويش را به حد جنون كشاندم و چون مجنون وار در پي ليلي بودم! برخود آمدم و بوي طراوت بهار را بر شامه جان بوييدم و بر خزان نشستم. چون خزان رسيد، فهميدم كه سكنات عرش را در حالي جديد آمد، با تكاپوي زياد دريافتم كه بهاري شروع خواهد شد كه بوي خزان مي دهد.ديگر قلم را ياراي دويدن نبود و بر بازگو كردن صحنه آشوب زده خزان، ليك دل را به دريا زدم و با عشق نقل قصه عشق گفتم.
چون ضعف خويش را يافتم ديدم و دريافتم كه حسين عليه السلام معني عشق است و زينب سلام الله عليها تجسم معني عشق، پس تصميم گرفتم كه ساده بگويم؛
دوستان محرم نزديك است.
امام صادق(ع)فرمود:
هنگامی که وقت نماز فرا می رسد٬ شیعیان ما را آزمایش کنید و ببینید اهمیت دادن
آنان به نماز اول وقت چگونه است.
مفهوم كلّى امامت
زمانى كه امامت از دیدگاه اهلبیت علیهم السلام و شیعیانشان عبارت است از ادامه خط نبوّت، در رهبرى الهى امت به سوى هدف والاى رسالت. و نیز، سرچشمه همیشه جوشانى است براى اندیشه اسلامى اصیل، كه باید همواره امت را سیراب كند و زنده نگه دارد و زلالى و گوارایى را از خدا و رسول صلّى الله علیه و آله و سلم گرفته
است.
هنگامى كه امامت چنین مفهومى داشته باشد، طبیعتاً نیازمند به آن است كه از جانب كسى كه داراى چنین حقى است، پذیرش این امتداد خط، اعلان گردد و سپردن و واگذارى مسؤولیتهاى رهبرى به كسانى كه كمال شایستگى و لیاقت را براى متحمل شدن مسؤولیتهاى سنگین آن را دارند، به اطلاع همگان برسد. همچنان كه با خبر ساختن همه مردم، از منبع پاك و اصیل علوم و معارف، براى تغذیه حركت فكرى و تجهیز آن به آنچه كه در خط تكاملى و پیشرویش به سوى هدف، بدان نیاز مىیابد، لازم است.
از همین جا است كه طبیعى بود، بناى امامت، بر دو پایه اساسى(1) بر پا شود. به طورى كه با نبود هر یك از این دو پایه، بنا از هم پاشیده، امامت محتواى اصلى خود را از دست بدهد.
آن دو ركن و پایه عبارتند از:
1- نص.
2- علم مخصوصى، كه خداوند آن را به ائمّه، از طریق پدرانشان از پیامبر علیهم السلام اختصاص داده است.
ادامه مطلب
![]()
از نظر اسلام هركار خير و مفيدي كه با انگيزه پاك خدايي توأم باشد عبادت است،از اينرو درس خواندن،
كار و كسب و فعاليت اجتماعي داشتن، اگر لله و في الله باشد عبادت است. با وجود اين پاره اي از تعاليم
اسلام همچون، نماز، روزه، مناجات و دعا و ... هستند كه فقط به منظور عبادت وضع شده اند.
![]()
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
معاوية بن ابي سفيان كه از زمان خلافت عمر بن خطاب به حكومت شام منصوب شده بود،
در عصر خلافت عثمان بن عفان به خاطر رابطه خويشاوندي با وي و اموي بودن هر دو، از
موقعيت ممتازي برخوردار و به يك حاكم مقتدر و مستبد تبديل شد.
پس از آن كه حضرت علي(ع) با رأي آزاد و مستقيم مردم به خلافت رسيد و در صدد زدودن
نابكاري ها؛ تبعيضات و ستم گري هاي حاكمان پيشين برآمد و براي اين منظور بسياري از
عاملان و حاكمان نالايق را بر كنار نمود، با مخالفت ها و سرپيچي هاي معاوية بن ابي
سفيان، حاكم شام روبرو گرديد و ارسال نامه هاي متعدد و رفت و آمد پيك هاي مختلف،
تأثيري در ياغي گري هاي معاويه بر جا نگذاشت و سرانجام به نبرد و جنگي بزرگ تبديل
گرديد.
نبرد بزرگ سپاهيان اسلام به فرماندهي امام علي(ع) و سپاهيان شام به سركردگي
معاويه بن ابي سفيان در سرزميني ميان شام و عراق، معروف به صفين در كنار رود فرات به
وقوع پيوست.
حضرت علي(ع) پس از گردآوري نيروهاي رزمنده و جهادگر، در روز بيست و دوم محرم سال
37 قمري وارد سرزمين صفين گرديد و به طلايه داران سپاهش، به فرماندهي مالك اشتر
نخعي پيوست.
معاوية بن ابي سفيان نيز در همين ماه وارد صفين شد و به طلايه داران سپاه خويش به
فرماندهي ابوالأعور سلمي ملحق شد.
به حرمت ماه محرم، طرفين از جنگ و نبرد با يكديگر در اين ماه خودداري كردند ولي با پايان
يافتن محرم و آغاز ماه صفر، نبرد بي امان طرفين آغاز گرديد و تعداد فراواني از دو طرف
كشته، زخمي و اسير گرديدند. ولي تلفان شاميان چند برابر شهدا و زخميان سپاه حضرت
علي(ع) بود.
سرانجام با دسيسه هاي معاويه و عمرو بن عاص در واپسين مراحل جنگ، سپاهيان
شامي براي گريز از هجوم بي امان سپاهيان حضرت علي(ع)، قرآن ها را بر روي نيزه كرده و
خواستار صلح و حكميت قرآن شدند.
همين نيرنگ، موجب فريب خوردگي برخي از متحجران و مقدس مآبان سپاه امام علي(ع)
شد و اختلاف و پراكندگي آنان را به ارمغان آورد و موجب آن شد كه بدون دست يابي به
نتيجه مطلوب، به جنگ پايان دهند و خاتمه كار را به حكميت واگذارند.(1)
1- نك: بحارالانوار (علامه مجلسي)، ج 32، ص 430؛ شرح نهج البلاغه (ابن ابي الحديد)، ج
3، ص 215؛ الفتوح (ابن اعثم كوفي)، ص 460؛ كشف الغمه (علي بن عيسي اربلي)، ج1،
ص 334؛ انساب الاشراف – ترجمه امير المؤمنين(ع) – (بلاذري)، ص 185
برداشتی از سایت تبیان

بسم الله الرحمن الرحیم
امام علي بن ابي طالب بن عبدالمطلب(ع) پس از هجرت به مدينه منوره و دو سال اقامت
در اين شهر مقدس، با دختر عمويش فاطمه بنت محمد(ص) بن عبدالله بن عبدالمطلب
ازدواج نمود و با پيوند مبارك و مطهر خويش، خانواده اي پاك و پاكيزه را بنيان نهاد.
حضرت علي(ع) در آن هنگام، جواني 25 ساله و حضرت فاطمه زهرا(س)، دوشيزه اي
رشيده و نُه ساله بود، كه از جهت رشد جسمي، ايماني و فكري سرآمد دختران و بانوان
عصر خويش بود.
پيش از حضرت علي(ع)، چند تن از بزرگان و ياران رسول خدا(ص) از اين بانوي كريمه
خواستگاري كرده و ابراز تمايل به خويشاوندي با رسول خدا(ص) نمودند، ولي با بي اعتنايي
و پاسخ منفي رسول خدا(ص) روبرو گرديدند. زيرا آن حضرت، هيچ يك از آنان را شايسته
همسري فاطمه زهرا(س) و هم شأن وي نمي دانست. تا اين كه پسر عمويش كه دست
پرورده مكتب توحيدي وي بود، پا پيش گذاشت و از دختر گرامي اش خواستگاري نمود.
حضرت محمد(ص) پس از مشورت با دخترش فاطمه زهرا(س) و اعلام رضايت وي، به حضرت
علي(ع) پاسخ مثبت داد و زمينه ازدواج آن دو را فراهم نمود.
درباه تاريخ ازدواج آن دو، اتفاق چنداني ميان مورخان و سيره نگاران نيست. همان طوري كه
در نوزدهم ذي حجه اشاره كرديم، برخي از آنان روز اول ذي حجه سال دوم، برخي روز
ششم و برخي نوزدهم ذي حجه و عده اي محرم سال سوم و گروهي هم ماه صفر سال
سوم را بيان كرده اند.(1)
اما علامه مجلسي(ره) در كتاب گرانسنگ "بحارالانوار" به نقل از شيخ مفيد(ره) گفته است:
شب 21 محرم سال سوم هجري كه شب پنج شنبه بود، مراسم زفاف حضرت فاطمه زهرا
(س) برگزار گرديد و آن بانوي بزرگ اسلام به خانه مولاي متقيان علي بن ابي طالب(ع)
منتقل شد. بدين جهت روزه گرفتن روز 21 محرم به عنوان روزه شكر، مستحب و پسنديده
است.(2)
از ازدواج مبارك آثار آن دو عزيز، پنج فرزند والا گُهر ديده به جهان گشودند، كه به ترتيب سن
عبارتند از: امام حسن مجتبي(ع)، امام حسين(ع)، زينب كبري(س)، ام كلثوم(س) و
حضرت محسن(ع) كه پيش از تولد بر اثر ضربات دشمنان اسلام در رحم مادرش به شهادت
رسيد.(3)
1- نك: مسار الشيعه (شيخ مفيد)، ص 17؛ بحار الانوار (علامه مجلسي)، ج 91، ص 192؛
وقايع الايام (شيخ عباس قمي)، ص 106، 109 و 126
2- بحارالانوار، ج 43، ص 92 و ج 98، ص 196
3- الارشاد (شيخ مفيد)، ص 342
برداشتی از سایت تبیان

علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل کرده است که به ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم داشتم به نیابت از شما و پدر بزرگوارتان طواف به جا آورم. عدهای گفتند: از جانب اوصیاء نمیتوان طواف کرد. امام فرمود: هر چه توان داری برای ما طواف به جا آور که جایز است.
بعد از سه سال باز به خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم: من در گذشته برای طواف از جانب شما و پدرتان اذن خواستم، شما هم اذن فرمودید و من نیز این کار را انجام دادم، اما بعد از آن مطلبی به دلم افتاد و بدان عمل کردم، حضرت فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی به نیابت رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کردم، امام سه بار فرمود: درود خدا بر رسولش باد.
(خدمت حضرت ادامه دادم) روز دوم از طرف امیرمؤمنان، روز سوم از طرف امام حسن، روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم از طرف حضرت علی بن الحسین، روز ششم از طرف امام محمد باقر، روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، روز هشتم از جانب پدرتان، موسی بن جعفر، روز نهم از طرف پدرتان، علی بن موسی علیهم السلام و روز دهم از طرف شما طواف به جا آوردم، و اینانند کسانی که ولاتیشان دین من است.
امام جواد علیه السلام فرمود: در این صورت به خدا سوگند! تو متدین به دینی هستی که خداوند از بندگانش جز آن را نمیپذیرد.
به حضرت عرض کردم: گاه میشود به نیابت از مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف میکنم، حضرت فرمود: این کار را زیاد انجام بده، این بهترین کاری است که انجام میدهی.
منبع:
فروع کافی، ج 4، ص 314.
به نام خدا
از این به بعدبنابر این است که به یاری خداوند با بخش جدیدی به نام "جملات قصار " در خدمتان باشم.
دراین نوبت جملاتی از امام محمد تقی (عَلیه السلام) تقدیمتان می گردد.

امام ما جواد (عليه السلام) :
گذشت روزگار پرده اي از اسرار بر مي دارد.
امام ما جواد (عليه السلام) :
اگر جاهل سكوت مي كرد مردم اختلاف پيدا نمي كردند.
امام ما جواد (عليه اسلام):
عنوان نامه عمل انسان نزد خدا خوش خلقي است.
امام ما جواد (عليه السلام) :
هركه پدرم امام رضا (ع) را زيارت كند پاداش او بهشت است.
شهادت رئیس مذهب جعفری ٬حضرت امام جعفر صادق (ع) را تسلیت عرض مینمائیم .![]()

چند وقت است دلم می گیرد دلم از شوق حرم می گیرد
دسته سینه زنی در دل من نوحه می خواند و دم می گیرد
|
مشخصات حضرت |
ادامه مطلب
ادامه داستان که در تاریخ بیستم شهریور۸۶ به نمایش گذاشته بودیم![]()
هاشم وقتی بزرگ شد و به سن کمال رسید٬ آثار جوانمردی و گذشت از رفتار و اخلاق او آشکار بود به
حدی که مردم را در هنگام حوادث و اتفاقات مورد حمایت خود قرار می داد و از آنان پشتیبانی می کرد.
زمانی در مکه قحطی پیش آمد و مردم به سختی ها و مشکلات فراوانی دچار شدند.در آن سال هاشم
سفری به سوی شام کرد و بر روی شتران خود٬مقدار زیادی غذا به مکه آورد٬ و دستور می داد تاهر صبح
و شام٬یک شتر بکشند و با گوشت آن غذایی آماده کنند٬ بعد همه مردم مکه را به مهمانی دعوت
می نمود.
ادامه مطلب
|
سلام علیکم: طبق در خواست یکی از خواهران محترم متنی را با موضوع علی(ع)مظلومترین مظلوم تاریخ٬تهیه نموده ایم و در خدمت شما قرار داده ایم. انشاا... از آن بهره کافی ببرید. ومن الله توفیق
شهید مطهری |
|
علی (ع) همان شخصیت والایی است که فرق نازنینش شکافته و محاسن شریفش، در محراب عبادت، به جهت شدت عدلش، به خون مقدسش رنگین شد. |
|
کدام بعد از ابعاد وجودی علی (ع) را می توان بررسی کرد؟ شجاعت، عدالت، سخاوت، ایثار و گذشت، علم، آگاهی و معرفت، زهد و تقوا و. . . کدام یک؟ اصولاً شخصیت علی (ع) شخصیتی است چندبعدی و جامع صفات اضداد، علی فرمانروایی پرقدرت و صلابت و در عین حال بردبار در میدان جنگ دلاوری کم نظیر، در محراب عبادت عابدی گریان، اما در میدان نبرد خندان، با دشمنان خشن و قاطع، در برابر یتیمان و بیوه زنان مهربان و رقیق القلب، سخاوتمندی بی مانند، در عین حال ژنده پوشی کارگر و کشاورز، حکیمی دانا و قاضی ای دادگستر و بی گذشت و دقیق النظر بود. |
ادامه مطلب
فراوان به روشنی فهمیده می شود که نیاکان آن حضرت همه جزء انبیاء یا جانشینان پیامبران و یا
دانشمندان دین خدا بوده اند.
ادامه مطلب
«ايمان بر چهار پايه استوار است :
الف- صبر
ب- يقين
ج- عدل
د- جهاد
الف- صبر نيز بر چهار پايه قرار دارد .
1- شوق ،
2- هراس ،
3- زهد
4- انتظار.
• آن كس كه اشتياق بهشت دارد ، شهوتهايش كاستى گيرد ،
• و آن كس كه از آتش جهنّم مى ترسد ، از حرام دورى مىگزيند ،
• و آن كس كه در دنيا زهد مى ورزد ، مصيبت را ساده پندارد ،
• و آن كس كه مرگ را انتظار مى كشد، در نيكىها شتاب مىكند .
ب- يقين نيز بر چهار پايه استوار است :
1- بينش زيركانه ،
2- دريافت حكيمانة واقعيتها ،
3- پند گرفتن از حوادث روزگار ،
4- و پيمودن راه درست پيشينيان .
• پس آن كس كه هوشمندانه به واقعيت ها نگريست ، حكمت را آشكارا بيند ،
• و آن كه حكمت را آشكارا ديد ، عبرت آموزى را شناسد ،
• و آن كه عبرت آموزى را شناخت، گويا چنان است كه با گذشتگان مى زيسته است .
ج- عدل نيز بر چهار پايه بر قرار است :
1- فكرى ژرف انديش ،
2- دانشى عميق و به حقيقت رسيده ،
3- نيكو داورى كردن
4- استوار بودن در شكيبايى .
• پس كسى كه درست انديشد به ژرفاى دانش رسيد
• و آن كس كه به حقيقت دانش رسيد ، از چشمة زلال شريعت نوشيد ،
• پس كسى كه شكيبا شد در كارش زياده روى نكرده با نيكنامى در ميان مردم زندگى خواهد كرد .
د- جهاد نيز بر چهار پايه استوار است :
1- امر به معروف
2- نهى از منكر
3- راستگويى در هر حال
4- و دشمنى با فاسقان
• پس هر كس به معروف امر كرد ، پشتوانه نيرومند مؤمنان است ،
• و آن كس كه از زشتىها نهى كرد ، بينى منافقان را به خاك ماليد ،
• و آن كس كه در ميدان نبرد صادقانه پايدارى كند حقّى را كه بر گردن او بوده ادا كرده است ،
• و كسى كه با فاسقان دشمنى كند و براى خدا خشم گيرد ، خدا هم براى او خشم آورد ، و روز قيامت او را خشنود سازد» .
متن كلام امام عليه السلام:
وَ سُئِلَ [عليه السلام] عَنِ الْإِيمَانِ فَقَالَ الْإِيمَانُ عَلَى أَرْبَعِ دَعَائِمَ عَلَى الصَّبْرِ وَ الْيَقِينِ وَ الْعَدْلِ وَ الْجِهَادِ وَ الصَّبْرُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الشَّوْقِ وَ الشَّفَقِ وَ الزُّهْدِ وَ التَّرَقُّبِ فَمَنِ اشْتَاقَ إِلَى الْجَنَّةِ سَلَا عَنِ الشَّهَوَاتِ وَ مَنْ أَشْفَقَ مِنَ النَّارِ اجْتَنَبَ الْمُحَرَّمَاتِ وَ مَنْ زَهِدَ فِى الدُّنْيَا اسْتَهَانَ بِالْمُصِيبَاتِ وَ مَنِ ارْتَقَبَ الْمَوْتَ سَارَعَ إِلَى الْخَيْرَاتِ وَ الْيَقِينُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى تَبْصِرَةِ الْفِطْنَةِ وَ تَأَوُّلِ الْحِكْمَةِ وَ مَوْعِظَةِ الْعِبْرَةِ وَ سُنَّةِ الْأَوَّلِينَ فَمَنْ تَبَصَّرَ فِى الْفِطْنَةِ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ وَ مَنْ تَبَيَّنَتْ لَهُ الْحِكْمَةُ عَرَفَ الْعِبْرَةَ وَ مَنْ عَرَفَ الْعِبْرَةَ فَكَأَنَّمَا كَانَ فِى الْأَوَّلِينَ وَ الْعَدْلُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى غَائِصِ الْفَهْمِ وَ غَوْرِ الْعِلْمِ وَ زُهْرَةِ الْحُكْمِ وَ رَسَاخَةِ الْحِلْمِ فَمَنْ فَهِمَ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ وَ مَنْ عَلِمَ غَوْرَ الْعِلْمِ صَدَرَ عَنْ شَرَائِعِ الْحُكْمِ وَ مَنْ حَلُمَ لَمْ يُفَرِّطْ فِى أَمْرِهِ وَ عَاشَ فِى النَّاسِ حَمِيداً وَ الْجِهَادُ مِنْهَا عَلَى أَرْبَعِ شُعَبٍ عَلَى الْأَمْرِ بِالْمَعْرُوفِ وَ النَّهْيِ عَنِ الْمُنْكَرِ وَ الصِّدْقِ فِى الْمَوَاطِنِ وَ شَنَآنِ الْفَاسِقِينَ فَمَنْ أَمَرَ بِالْمَعْرُوفِ شَدَّ ظُهُورَ الْمُؤْمِنِينَ وَ مَنْ نَهَى عَنِ الْمُنْكَرِ أَرْغَمَ أُنُوفَ الْكَافِرِينَ وَ مَنْ صَدَقَ فِى الْمَوَاطِنِ قَضَى مَا عَلَيْهِ وَ مَنْ شَنِئَ الْفَاسِقِينَ وَ غَضِبَ لِلَّهِ غَضِبَ اللَّهُ لَهُ وَ أَرْضَاهُ يَوْمَ الْقِيَامَةِ
بسم الله الرحمن الرحیم
عید مبعث مبارک باد.
در سایت تبیان، ویژه نامه ای زیبا در باره بعثت زده است اگه خواستید یه نگاهی بیندازید.
ستاره اي بدرخشيد و ماه مجلس شد
دل رميده ما را انيس و مونس شد
نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت
بغمزه مسئله آموز صد مدرس شد
به بوي او دل بيمار عاشقان چو صبا
فداي عارض نسرين و چشم نرگس شد
به صدر مصطبه ام مي نشاند اکنون دوست
گداي شهر نگه کن که مير مجلس شد
طربسراي محبت کنون شود معمور
که طاق ابروي يار منش مهندس شد
لب از ترشح مي پاک کن براي خدا
که خاطرم به هزاران گنه موسوس شد
کرشمه تو شرابي به عارفان پيمود
که علم بي خبر افتاد و عقل بي حس شد
چو زر عزيز وجودست شعر من آري
قبول دولتيان کيمياي اين مس شد
خيال آب خضر بست و جام کيخسرو
به جرعه نوشي سلطان ابوالفوارس شد
ز راه ميکده ياران عنان بگردانيد
چرا که حافظ از اين راه برفت و مفلس شد
ادامه مطلب

پس از نزول آيات اول سوره برائت(1)، رسول خدا صلی الله علیه و آله آنها را به ابوبکر داد تا به مکه برد و با خواندن آياتي که در آنها خداوند از مشرکان اعلان برائت کرده است، پايان اعتبار پيمان با مشرکان را اعلان کند. جبرئيل بر حضرت نازل شد و عرض کرد: خدايت بر تو درود ميفرستد و ميفرمايد: اين ابلاغ بايد توسط خودت يا کسي که از توست انجام گيرد. پيامبر صلی الله علیه و آله اين مأموريت را به علي علیه السلام واگذار کرد و به او فرمود: بر شتر من، غضباء، سوار شو و در راه، سوره برائت را از ابوبکر بگير و آن را بر مشرکان مکه بخوان.
حضرت حرکت کرد، در بين راه نامه را (که در آن آيات برائت بود) از ابوبکر (که سخت مضطرب شده بود) گرفت و عازم مکه شد. ابوبکر با ناراحتي خدمت رسول خدا صلی الله علیه و آله رسيد و سبب اين تغيير تصميم را پرسيد. حضرت فرمود: خداوند از من خواست تا خودم يا کسي که از من است اين پيام را ابلاغ کند.(2)
علي علیه السلام با اين که دلهاي بسياري از مشرکان مکه از کينه و عداوت نسبت به وي موج ميزد، با کمال شهامت بر بام کعبه رفت و آيات برائت را بر مشرکان تلاوت فرمود.
لا يَنبغي لِلمؤمنِ اَن يَکونَ بَخيلاً وَ لا جَباناً.(3)
سزاوار نيست که مؤمن بخيل و ترسو باشد.
"حضرت محمد صلی الله علیه و آله"
پینوشتها:
1- «از اين پس خدا و رسول از مشرکاني که با شما عهد بستند (و شکستند) بيزار است. پس به شما مشرکان تا چهار ماه ديگر مهلت داده ميشود که در زمين (مکه) گردش و آسايش کنيد (بعد از انقضاي اين مدت) بدانيد که شما بر قدرت خدا غالب نخواهيد شد ... در روز حج اکبر (عرفه يا عيد قربان و يا ...) خدا و رسولش به مردم اعلام ميدارند که بعد از اين از عهد مشرکان بيزارند ... مگر آن گروه از مشرکان که با آنها عهد کرديد و پيمان نشکستند... .»پینوشتها:
2- ارشاد مفيد، ج 1، ص 57 (فصل 17).
3- المحجة البيضاء، ج6، ص 74.
منبع:
کتاب جلوههاي تقوا، ج 2، محمدحسن حائری یزدی
مرحوم كفعمى روايت كرده است:
روزى پيامبر خدا صلّى الله عليه و آله به حضرت على عليه السلام فرمود: ديشب چه عملى انجام دادهاى؟
آن حضرت اظهار داشت: پيش از آن كه بخوابم، هزار ركعت نماز به جا آوردم، حضرت رسول فرمود: چگونه؟!
پاسخ داد: از شما شنيدم كه فرمودى: هر كس هنگام خوابيدن سه مرتبه بگويد: «يَفْعَلُ اللهُ ما يَشاءُ بِقُدْرَتِهِ، وَ يَحْكُمُ ما يُريدُ بِعِزَّتِهِ» ؛ او همانند كسى است كه هزار ركعت نماز خوانده است.
حضرت رسول اکرم فرمود: راست گفتى، چنين است.
منبع:
مستدرك الوسائل، ج 5، ص 49، ح 21.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که به پیامبر صلی الله علیه و آله ایمان آورد و تنها کسی که با او در غار حراء همراه بود.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که در کعبه به دنیا آمد.
یا علی! در میان صحابه تنها تویی که خدا نامت را برگزید.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که با پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.
یا علی! تو نخستین کسی هستی که بر پیکر پاک پیامبر صلی الله علیه و آله نماز خواندی.
یا علی! در میان صحابه تو تنها کسی هستی که لحظهای به خدا شرک نورزید.
یا علی! تنها تویی که در خانه کعبه، پا بر دوش پیامبر صلی الله علیه و آله گذارد و بتها را شکست.
یا علی! تو نخستین جانشین و وصی بعد از پیامبر هستی.
یا علی! تو نخستین و تنها کسی هستی که قرآن را زیر نظر پیامبر صلی الله علیه و آله به ترتیب نزول و با تمام مشخصات جمع آوری نمود.
یا علی! تنها تو اگر نبودی، در سراسر جهان هستی هم شأنی برای زهرای اطهر نبود.
یا علی! تنها تویی که خدا در کتابش پسرانت را، پسران رسول خدا صلی الله علیه و آله خواند.
یا علی! تنها تو را، پیامبر صلی الله علیه و آله به برادری خویش برگزید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که هیچ گاه از جنگ نگریخت و هیچ کس به جنگ با تو پیشقدم نشد، جز آن که به هلاکت رسید.
یا علی! تو تنها کسی هستی که زرهات پشت نداشت.
یا علی! تو تنها کسی هستی که در تمام جنگهای پیامبر صلی الله علیه و آله شرکت داشتی جز تبوک، و تو ماندی تا از فتنه منافقان جلوگیری نمایی؛ سپاه اسلام نیز بدون برخورد از تبوک بازگشت.
یا علی! تنها تو، درِ قلعه خیبر را از جا بر کندی؛ در حالی که عده زیادی از مردان، توان جابجا کردن آن را نداشتند.
یا علی! تنها تویی که رسول خدا صلی الله علیه و آله از 120000 نفر، بر پیشواییت، اقرار و بیعت گرفت و همگان به نام امیرالمؤمنین بر تو سلام کرده، تبریک گفتند.
یا علی! تو تنها کسی هستی که نسل پیامبر صلی الله علیه و آله از طریق او ادامه یافت.
یا علی! تنها تویی که محبتت، سرفصل کارنامه مؤمنان قرار میگیرد.
یا علی! تنها تویی که در مورد قاتلت سفارش کردی: خوراکش را خوب و بسترش را نرم کنید، از غذای من به او بخورانید و از آن چه مینوشم به او بنوشانید.
ادامه مطلب
حضرت علی علیه السلام بنابر مشهور، روز سيزدهم ماه رجب، سى سال بعد از عام الفيل، در شهر مكه معظّمه، در ميان كعبه الهى ديده به جهان گشود و با نور طلعتش، جهانى تاريك را روشنائى بخشيد.
در اولين مرحلهاى كه حضرت رسول صلوات الله عليه، قنداقه اين نوزاد مبارك را از مادرش تحويل گرفت، نوزاد با زبان فصيح خواند:
"بِسْمِ اللهِ الرَّحْمنِ الرَّحيم، قَدْ اَفْلَحَ الْمُؤمِنُونَ الَّذينَ فى صَلوتِهِمْ خاشِعُونَ..." (سوره مؤمنون/ آيه 1) ؛ به نام خداوندى كه بخشنده و مهربان است، همانا آن مؤمنينى كه در هنگام به جا آوردن نماز، خاشع باشند؛ رستگار و سعادتمند خواهند بود.
حضرت محمّد صلّى الله عليه و آله در مقابل، به او فرمود: يا على! بدان كه مؤمنين به وسيله تو رستگار خواهند شد.
ادامه مطلب

نام مبارك پنجمين امام، محمد، و لقب مشهور ايشان "باقر" است كه حضرت رسول اکرم صلي الله عليه و آله آن حضرت را طي رواياتي به اين لقب ملقّب فرمود. كنيه مشهور آن حضرت، ابي جعفر و عمر مبارك ايشان مثل عمر پدر و جد بزرگوارشان؛ پنجاه و هفت سال بود. در اول رجب المرجب سال پنجاه و هفت ه. ق. متولد شد و در سال 114 ق به دست ابراهيم بن وليد و به دستور هشام بن عبدالملك مسموم و شهيد گرديد. سه ساله بود كه حماسه كربلا واقع شد و آن بزرگوار نظارهگر واقعه دلخراش كربلا بود.
بعد از حماسه كربلا سي و چهار سال با پدر بزرگوار خود، زندگي پر تلاطمي را پشت سر نهاد. مدّت امامت آن حضرت تقريباً نوزده سال بود.
امام باقر عليه السلام دو امتياز در ميان ائمه اطهار عليهم السلام دارد. اول جد پدري ايشان امام حسين عليه السلام و جد مادري آن حضرت امام حسن عليه السلام است. از اين جهت در حق ايشان گفته شده: «علوي من علويين و فاطمي من فاطميين و هاشمي من هاشميين.» از نظر نسبت، امتياز فوق العادهاي را دارا است. خصوصاً اين كه مادر ايشان فاطمه دختر امام حسن عليه السلام زني بسيار عالمه و مقدسه بود. از امام صادق عليه السلام نقل شده كه فرمود: «جدّهام صديقهاي بود كه در ميان اولاد امام حسن، مثلش ديده نشده است.» و نيز خرق عادتي از ايشان نقل ميكند و ميفرمايد: «مادرم پاي ديواري نشسته بود كه ديوار فرو ريخت. مادرم گفت: ساقط نشو به حق مصطفي كه خداوند اذن نداده است كه ساقط شوي. ديوار باقي ماند تا جدّهام از کنار آن گذشت.
ادامه مطلب

