
سلام بر مهدی! بر عدالت گستر عالم! برخورشید آفتاب آفرین و ذخیره خدا بر روی زمین!
سلام بر او که نامش مفتاح فتوح است و یادش معراج قلوب! مِهرش کلید گنج مقصود است و قهرش جحیم خشم معبود!
مولا!
می خواهم حدیث پریشانی دل را بنگارم اما سیلابه های اشک امان از کفم ربوده است.
می خواهم حکایت جنون آمیز دلدادگیم را واگویم ولی گره های بغض گلویم را فشرده است.
می خواهم منتظر بمانم و بارانتظار را همچنان بر دوش کشم اما چه کنم که سنگینی این بار پشتم را خمیده است.
ای رحمت عالمیان! و ای تتمه دور زمان!
دیگر بس است این سوز طاقت سوز هجران.
جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟
آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!
هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزارواندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در بساط آه می پرورند ودر سینه داغ.
عمری است که در کوچه سارانتظارسرگردان وحیرانیم. دیری است که در کویرستان غیبت عطشان و بی قراری

سلام بر مهدی! بر عدالت گستر عالم! برخورشید آفتاب آفرین و ذخیره خدا بر روی زمین!
سلام بر او که نامش مفتاح فتوح است و یادش معراج قلوب! مِهرش کلید گنج مقصود است و قهرش جحیم خشم معبود!
مولا!
می خواهم حدیث پریشانی دل را بنگارم اما سیلابه های اشک امان از کفم ربوده است.
می خواهم حکایت جنون آمیز دلدادگیم را واگویم ولی گره های بغض گلویم را فشرده است.
می خواهم منتظر بمانم و بارانتظار را همچنان بر دوش کشم اما چه کنم که سنگینی این بار پشتم را خمیده است.
ای رحمت عالمیان! و ای تتمه دور زمان!
دیگر بس است این سوز طاقت سوز هجران.
جانا! تا به کی در پشت پنجره انتظار رؤیای آمدنت را به نظاره بنشینیم؟
آیا نه وقت آن رسیده که نقاب از چهره برگیری و بازار حسن فروشان جهان را به یکباره رونق ببری؟!
هزار و اندیست که چشم به راهان قدومت، بر لب فغان دارند و بر جگر خراش.
هزارواندیست که دلهای منتظران، در تمنای وصالت، در بساط آه می پرورند ودر سینه داغ.
عمری است که در کوچه سارانتظارسرگردان وحیرانیم. دیری است که در کویرستان غیبت عطشان و بی قراریم. چه می شود اگرشب سرد و فسرده فراق را به صبح دل انگیز وصال آذین بندی؟
چگونه است که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟
آری!
... اینک همسفر با قافله منتظران دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:
بار الها!
تتمه ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما ببخش!
ؤم. چه می شود اگرشب سرد و فسرده فراق را به صبح دل انگیز وصال آذین بندی؟چگونه است که این همه طلب و تمنا گره از کارفرو بسته ما نمی گشاید؟ بگو چه چاره کنیم؟
آری!
... اینک همسفر با قافله منتظران دست انابت به امید اجابت به درگاه حق جل و علا برمی داریم و خدای را به تضرع و زاری می خوانیم که:
بار الها!
تتمه ظهور دولت حجتت را به لطف و کرمت بر ما ببخش!

از سامرا تا سهله
بسیارى دوست دارند بدانند امام در كجا زندگى مىكند.
براى روشن شدن این پرسش باید محل سكونت امام زمان - علیه السلام - در چهار دوران به اختصار بررسى شود:
1 . دوران پدر
بدون شك محل ولادت امام مهدى - علیه السلام - شهر سامرا است . او پس از ولادت تا هنگام شهادت امام حسن عسكرى - علیه السلام - در سامرا و نزد پدرش مىزیست . حكیمه خاتون، دختر امام جواد - علیه السلام - بارها امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را در خانه امام عسكرى - علیه السلام - مشاهده كرد . برخى از یاران امام مانند احمد بن اسحاق نیز وى را همان جا دیدهاند . امام در یكى از ملاقاتهایش با ابن اسحاق از جاى برخاست; وارد حجره شد و در حالى كه فرزندش را بر شانه قرار داده بود، بیرون آمد . (1)
روزى یعقوب بن منقوش پرسید: مولاى من، چه كسى امام است؟ فرمود: پرده را كنار بزن . . . او چنان كرد امام عصر - عج الله فرجه الشریف - را دید . مهدى - علیه السلام - از پس پرده برون آمد و بر زانوى پدر نشست . (2)
امام عسگرى، در دقایق پایانى عمر، به عقید خادم فرمود: وارد اتاق شو و كودكى كه در حال سجده است، نزد من آور . . . (3) . این روایات گواهى مىدهد امام مهدى - عج الله فرجه الشریف - در حال حیات پدر در شهر سامرا و در خانه وى زندگى مىكرد; اگر چه امام عسكرى او را از نظرها پنهان مىداشت .
2 . غیبت صغرا
امام، در دوران 74 ساله غیبت صغرا، احتمالا در عراق زندگى مىكرد; زیرا چهار نایب خاصى كه با وى رابطه مستقیم داشتند، در بغداد به سر مىبردند . آنها نامههاى مردم را به وى مىرساندند و پاسخ دریافت مىكردند . امام صادق - علیه السلام - مىفرماید: براى حضرت قائم دو غیبت است: یكى كوتاه و دیگرى طولانى . در غیبت اول، كسى جز خواص شیعیان وى، جایگاهش را نمىداند . (4) به احتمال قوى نایبان خاص آن حضرت، مصداق خواص به شمار مىآمدند .
3 . غیبت كبرا
درباره محل اقامت امام در دوران غیبت كبرا نمىتوان به طور دقیق به محلى خاص اشاره كرد . امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: نیكوترین منزل مدینه است . (5) علامه مجلسى نیز مىگوید: همین جمله دلالت مىكند آن حضرت غالبا در مدینه و اطراف آن به سر مىبرد . (6) امام باقر - علیه السلام - هم به كوه «ذى طوى» اشاره فرموده است; (7) اما باید گفت هیچ كس به محل دقیق سكونت امام مهدى - علیه السلام - راه پیدا نمىكند; زیرا امام عصر به ابراهیم بن مهزیار فرمود: پدرم از من پیمان گرفته در سرزمینى پهناور و دوردست زندگى كنم تا از نیرنگهاى گمراهان و متمردان امت تازه به دوران رسیده و گمراه، نهان و مصون باشم . این پیمان مرا بر فراز تپههاى بلند و ریگزارها و سرزمینهاى مورد اطمینان افكنده است . (8)
برخى احتمال مىدهند امام در یكى از جزایر دوردست كه با كشور مغرب چندان فاصله ندارد و به جزیره خضرا معروف است، به سر مىبرد. گروهى نیز با منطبق دانستن اوصاف این جزیره با مثلثبرمودا، آن مكان را محل سكونت امام زمان - عجل الله فرجه الشریف - مىدانند; زیرا به رغم تلاشهاى فراوان تا كنون كسى به كشف اسرار این مثلث توفیق نیافته است. بىتردید این نظر نادرست مىنماید . (9)
به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مىیابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مىكند . هیچ كس وى را نمىشناسد تا وقتى خداوند به او اجازه دهد خود را معرفى كند; چنانچه به یوسف صدیق اجازه داد خود را به برادرانش بشناساند . (10)
بر اساس روایت امام صادق - علیه السلام - ، یكى از جاهایى كه امام عصر - عج الله فرجه الشریف - حضور مىیابد، صحراى عرفات در ایام حج است .
عبید بن زراره گفت: از امام صادق - علیه السلام - چنین شنیدم: زمانى فرا رسد كه مردم امام خود را نبینند . او در روزهاى حج مردم را مىبیند ولى مردم او را نمىبینند . (11)
محمد بن عثمان، یكى از نواب اربعه، نیز در این باره مىگوید: والله ان صاحب هذا الامر یحضر الموسم كل سنة فیرى الناس و یعرفهم و یرونه و لایعرفونه; به خدا سوگند، صاحب این امر همه ساله در مراسم حجحضور پیدا مىكند . مردم را مىبیند و مىشناسد; ولى مردم - با اینكه او را مىبینند - نمىشناسند . (12)
4 . عصر ظهور
امام زمان، هنگام ظهور در مسجد سهله (13) اقامت خواهد كرد. دهها هزار پیامبر در این مسجد نماز گزاردهاند و محل سكونت بزرگانى چون حضرت ابراهیم و ادریس و خضر بوده است. (14) امام صادق - علیه السلام - به ابوبصیر فرمود: اى ابامحمد، گویا حضرت قائم را در مسجد سهله مىبینم كه با زن و فرزندانش در آن مستقر مىگردد.
به استناد برخى از روایات، امام عصر - عجل الله فرجه الشریف - در زمان غیبت كبرا در همه جا حضور مىیابد، و یوسف وار به طور ناشناس میان مردم رفت و آمد مىكند .
ابوبصیر پرسید:
آیا مسجد سهله خانهاش خواهد بود؟
حضرت فرمود: آرى، این مسجد منزل حضرت ادریس است. خداوند هیچ پیامبرى را برنینگیخت مگر آن كه در این مسجد نماز گزارد . هر كس در این مسجد بماند، مانند آن است كه در خیمه رسول خدا اقامت كرده است . هیچ مرد و زن مؤمنى نیست مگر آن كه دلش به سوى آن مسجد پر مىكشد . روز و شبى نیست مگر آن كه فرشتگان به این مسجد پناه مىبرند و در آن به عبادت خداوند مىپردازند . (15)
ناگفته نماند، هم اكنون در سه گوشه این مسجد سه مقام، با اعمال ویژه، واقع شده است . كه این مقامها به حضرت ابراهیم و ادریس و خضر منسوبند.

يکي از آرزوهاي پيروان راستين امامان معصوم عليهمالسلام آن است که در دوران پنهان زيستي آخرين پيشواي معصوم خويش، به ديدار جمال نوراني آن امام همام نائل آيند. اما از آنجايي که پنهان زيستي آن امام بزرگوار سرّي از اسرار الهي است. درباره ملاقات ايشان در دوران غيبت، بحثهاي فراواني به وجود آمده است.
توجه شما را به ديدگاه برخي از مراجع تقليد در اين باره جلب ميكنيم.
ادامه مطلب

پسرم! نه گوشهگیری صوفیانه دلیل پیوستن به حق است و نه ورود به جامعه و تشكیل حكومت شاهد گسستن از حق؛ میزان در اعمال انگیزههای انها است.
پسرم! از زیر بار مسئولیت انسانی كه خدمت به حق در صورت خدمت به خلق است، شانه خالی مكن كه تاخت و تاز شیطان در این میدان كمتر از میدان تا خت و تاز در بین مسئولین و دست اندر كاران نیست.
پسرم! سوره حشر را مطالعه كن كه گنجینههایی از معارف و تربیت در آن هست و ارزش دارد كه انسان یك عمر در آنها تفكر كند و از آنها به مدد الهی توشه بردارد.
پسرم! مجاهده كن كه دل را به خدا بسپاری و موثری را جز او ندانی.
پسرم! چه خوب است به خود تلقین كنی و به باور خود بیاوری یك واقعیت را؛ كه مدح مداحان و ثناجویان چه بسا كه انسان را به هلاكت برساند و از تذهیب اخلاق و نفس دورتر سازد.
پسرم! گناهان را هر چند كوچك به نظرت باشند سبك مشمار (انظر الی من عصیت) و با این نظر همه گناهان بزرگ و كبیره است.
پسرم! هیچگاه به دنبال تحصیل دنیا اگر چه حلال او باشد؛ مباش كه حب دنیا گر چه حلالش باشد، راس همه خطایا است، چرا كه خود حجاب بزرگی است و انسان را ناچار به دنیای حرام میكند.
تو جوانی و با قدرت جوانی كه حق داده است، میتوانی اولین قدم انحراف را قطع كنی و نگذاری به قدمهای دیگر كشیده شوی كه هر قدمی، قدمهایی در پی دارد و هر گناهی - گرچه كوچك - به گناهان بزرگ و بزرگتر انسان را میكشد به طوری كه گناهان بسیار بزرگ در نظر انسان ناچیز آید بلكه گاهی اشخاص به ارتكاب بعضی كبائر به یكدیگر فخر میكنند.
منبع:كتاب صحیفه امام (رحمةاللهعلیه) ؛ موسسه تنظیم و نشر آثار امام خمینی.

اذا قام القائم حكم بالعدل و ارتفع فى ایّامه الجور و امنت به السبل و اخرجت الارض بركاتها و ردّ كل حق الى اهله و لم یبق اهل دین حتّى یظهر الاسلام و یعترفوا بالایمان.(1)
ترجمه:
زمانى كه حضرت حجة (عج) ظهور كند به عدالت حكم مىكند و كسى نمىتواند به دیگرى جور و ستم روا دارد و راهها به وسیله او امن مىگردد، زمین بركاتش را براى استفاده مردم خارج مىكند و امور را به دست اهلش مىسپارد و هیچ دینى غیر از اسلام باقى نمىماند و همه به اسلام گرایش پیدا مىكنند.
ادامه مطلب
هرچند امام خمینی مرجع تقلید جهان تشیع و رهبر مردم ایران بوده، اما گستره اثرگذاری و محبت ایشان هرگز به شیعه و ایران محدود نبوده است.
به گزارش تبیان به نقل از «تابناك»، امام (ره) اندكی پیش از عزیمت خود به ایران از نوفل لوشاتو، درخواست بك جوان آلمانی را اجابت میكند.
با استناد به نوشته صحیفه امام، جوان آلمانی در نامه خود خطاب به امام میآورد:
«آقای خمینی عزیز، نمیخواهم با تقاضای خود مزاحم شما بشوم، اما تا دیروز مشكلی داشتم (كه میخواهم با مساعدت شما حل كنم). امیدوارم با محبتی كه دارید كمكم كنید. نامزدم به زودی هدیه سالروز تولدش را دریافت خواهد كرد؛ هدیهای كه از قلب من تقدیم میشود. او مشتاقانه دستخط (بزرگان را) گردآوری میكند (و كلكسیونی از این دستخطها دارد) و روز تولدش چهارم فوریه است.
چقد خوشحال میشود كه سلامی از شما دریافت كند. لذا از شما درخواست میكنم كه لطفی در حق من كرده و چند جمله زیبا روی كارتپستالی كه (در پاكت نامه) برایتان گذاشتهام برای ایشان بفرستید. اگر اساسا دستخطی برای كسی ارسال نمیكنید، لطفا مرا در جریان امر قرار دهید.
اكسل نلكن ـ ببلز دورف ـ شماره 57 ـ 5810 ویتن ـ آلمان غربی.
با تشكر و بهترین آرزوها برای شما. ارادتمند شما، پردیسی كوپیسا»
اما پاسخ امام خمینی به وی به این شرح است:
بسمه تعالی
«سعی كنید برای جامعه فرد مفیدی باشید. سعی كنید تحت تأثیر قدرتهای شیطانی واقع نشوید. سعی كنید انسان متعهد باشید. انشاءالله سلامت باشید.»
روحالله الموسوی خمینی
ضرورت وحدت امت اسلامى و زيانهاى تفرقه بر كسى پوشيده نيست. و اسلام در آيات و احاديث فراوان مردم را به وحدت دعوت نموده و از تفرقه بر حذر داشته اس. پيامبر اكرم و هم مصلحين منادى وحدت بوده اند (دار التقريب) ليكن صحبت در معناى وحدت است.
محمد رسول الله و الذين معه اشداء على الكفار رحماء بينهم ـ فتح ـ .29
موضوع سخن مفهوم وحدت است و تشريح و يبين آن. مقصود تفسير معناى وحدت در مذاهب اسلامى است نه هر وحدتى.
ادامه مطلب
مداحان اهل بیت سرمایه عظیمی در دست دارند که باید در حفظ آن کوشا باشند. مداحی می تواند احساسات عاشورایی را بسیج کند و اهداف امام حسین(ع) را در قالب شعر در دلهای عزاداران به خصوص جوانان جای دهد. به همین خاطر ائمه(ع) فرمودند: "لک بیت بیت فی الجنه." اما این سرمایه ممکن است دچار آفاتی شود که به مواردی از آنها اشاره می کنیم:
ادامه مطلب
السلام علیک یا ابا عبد الله الحسین

۱- سزاوار است كه حال دوستان آل محمد صل الله عليه و آله در دهه اول محرم تغيير نموده و در دل و سيماى خود، آثار اندوه و درد اين مصيبتهاى بزرگ را آشكار نمايند.
2- خوب است كه مقدارى از لذائذ زندگى را كه از خوردن و نوشيدن و حتى خوابيدن و گفتن به دست مى آيد، ترك نمايند و مانند كسى باشند كه پدر يا فرزند خود را از دست داده است .
3- خوب است كه روز تاسوعا و عاشورا، ديدار با برادران دينى را ترك كرده و آن روز را روز گريه و اندوه خود قرار دهند.
ادامه مطلب
اهـل بـيـت رسـول خـدا(ص ) را هـمـانـنـد اسـيـران وارد كوفه كردند امام سجاد(ص ) از شدت بيمارى رنجور شده بود, ولى با اين حال او را در غل و زنجير كرده بودند.
مـردم كـوفـه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مـردم اشـاره كـرد كـه خاموش باشيد, يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:.
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهـل كـوفـه ! اى مـردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشك مباد, ناله هايتان آرام نـگـيردشما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته , سپس تارتار از هم مى گسلد سـوگـندهايتان رادست آويز فساد كرده ايد, آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست ؟
شما به سبزه خاكروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانيد, براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب , جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟ .
آرى ! بـه خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد, ننگى كه تا ابـدپـاك نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا, سيد جوانان بـهـشتى راكشته ايد, آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود, آنكه دليل روشن و زبـان گـويـاى شـمـابـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نـصـيـبـتـان بـاد سـعـيتان به نوميدى انجاميد, دست ها بريده شد, سوداى پرزيانى كرديد, خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بـر شـمـا! مـى دانـيـد چـه جگرى از رسول خدا شكافتيد و چه پرده نشينى را از پرده بيرون كشيديد وچه خونى ريختيد و چه حرمتى را شكستيد كار بسيار زشتى مرتكب شديد چيزى نمانده كـه آسـمـان وزمين شكاف بردارد و كوهها ويران شوند آنچه كرديد بزرگ , دشوار, بد, كژ, زشت و شوم است و چنان بزرگ كه زمين و آسمانها را پر كرده آيا شگفت داريد اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خواركننده تر است و شما را در آن روز ياورى نيست .
مـهـلـت شـمـا را مـغـرور نـسازد كه خداى تعالى از شتابكارى به دور است و هميشه براى انتقام فرصت دارد و در كمين گاه است
مـردم كـوفـه با ديدن كاروان اسيران شيون و زارى سر دادند زينب كبرى دختر اميرالمؤمنين به مـردم اشـاره كـرد كـه خاموش باشيد, يكباره نفس ها بند آمد و زنگها از صدا افتاد و زينب زبان به سخن گشود:.
سپاس خدا را و درود بر محمد و خاندان پاكش باد.
اى اهـل كـوفـه ! اى مـردم مكار حيله باز! آيا گريه مى كنيد؟
اشكتان خشك مباد, ناله هايتان آرام نـگـيردشما در مثل مانند زنى هستيد كه رشته خود را محكم تافته , سپس تارتار از هم مى گسلد سـوگـندهايتان رادست آويز فساد كرده ايد, آيا جز لاف و تكبر و فساد و چاپلوسى كنيزان و سخن چينى دشمنانه چيزى ديگرى در شما هست ؟
شما به سبزه خاكروبه و نقره بر قبر اندوده مى مانيد, براى خود توشه اى پيش فرستاديد كه خشم خدا را برانگيخت و در عذاب , جاودانه شديد آيا گريه و زارى مى كنيد؟ .
آرى ! بـه خدا شايسته گريه ايد بسيار بگرييد و كم بخنديد كه نصيبتان ننگ و عار شد, ننگى كه تا ابـدپـاك نشود چگونه مى توانيد اين ننگ را از دامن خود بشوييد كه فرزند خاتم انبيا, سيد جوانان بـهـشتى راكشته ايد, آنكه در سرگردانى ها مرجع و در سختى ها پناه شما بود, آنكه دليل روشن و زبـان گـويـاى شـمـابـود چه بار گناهى را بر دوش گرفتيد دور باشيد از رحمت خدا و نابودى نـصـيـبـتـان بـاد سـعـيتان به نوميدى انجاميد, دست ها بريده شد, سوداى پرزيانى كرديد, خشم پروردگار را براى خود خريديد و خوارى ذلت بر شما حتمى شد.
واى بـر شـمـا! مـى دانـيـد چـه جگرى از رسول خدا شكافتيد و چه پرده نشينى را از پرده بيرون كشيديد وچه خونى ريختيد و چه حرمتى را شكستيد كار بسيار زشتى مرتكب شديد چيزى نمانده كـه آسـمـان وزمين شكاف بردارد و كوهها ويران شوند آنچه كرديد بزرگ , دشوار, بد, كژ, زشت و شوم است و چنان بزرگ كه زمين و آسمانها را پر كرده آيا شگفت داريد اگر از آسمان خون ببارد و همانا عذاب آخرت خواركننده تر است و شما را در آن روز ياورى نيست .
مـهـلـت شـمـا را مـغـرور نـسازد كه خداى تعالى از شتابكارى به دور است و هميشه براى انتقام فرصت دارد و در كمين گاه است
حسين (ع ) بابى از بهشت
رسـول گـرامى اسلامى (ص ) فرمود: به وسيله من آگاه شديد, با على راه يافتيد وهدايت شديد, نيكى ها به واسطه حسن به شما عطا شد, ولى سعادت وشقاوت شما با حسين است آگاه باشيد كه حسين يكى از درهاى بهشت است , هر كس با او دشمنى كنـد, خدابوى بهشت را بر او حرام مى كند.
ادامه مطلب
ادامه مطلب
در يكى از اين سالها كه عهدهدار پذيرايى جمعى از حجاج هم بودم، شب هشتم ماه ذيحجه با جميع وسائل به صحراى عرفات رفتم تا بتوانم قبل از آنكه حجاج به عرفات بيايند، براى زوارى كه با من بودند جاى بهترى تهيه كنم. تقريباً عصر روز هفتم بارها را پياده كردم و در يكى از آن چادرهايى كه براى ما مهيا شده بود، مستقر شدم. ضمناً متوجه شدم كه غير از من هنوز كسى به عرفات نيامده است. در آن هنگام يكى از شرطههايى كه براى محافظت چادرها در آنجا بود، نزد من آمد و گفت: تو چرا امشب اين همه وسائل را به اينجا آوردهاى؟ مگر نمىدانى ممكن است سارقان در اين بيابان بيايند و وسائلت را ببرند؟ به هر حال حالا كه آمدهاى، بايد تا صبح بيدار بمانى و خودت از اموالت محافظت بكنى. گفتم: مانعى ندارد، بيدار مىمانم و خودم از اموالم محافظت مىكنم.
ادامه مطلب

بسم اللّه الرحمن الرحيم
خداوندا، پاک تويى و سپاس مى گويمت، اى که آرزوى عارفين به قله کمال احديتش نرسد، و انديشه پويندگان از وصول به کبرياى مقدسش کوتاه .
عظمتت والاتر از آنکه براى ورود به آن راهى يابد، و اسمائت مبرا از آنکه به دام پندار متفکرين آيد.
توراست احديت ذاتى در مقام حضرت جمعى و غيبى ،و از آن توست واحديت فردى در تجليات اسمائى و اعيانى.(3) پرستيده تويى در حالى که خود مى پرستى، و پسنديده تويى به هنگامى که مى پسندى.
خداوندا، تو را سپاس مى گوييم با زبانهاى ذاتى ات که در عين جمع و وجود است(4) براى نعمتهايت که جلوه گر در آينه هاى غيب و شهود است، اى که پيدايى هنگامى که پنهانى و نهانى چون هويدا.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم

شهيد سيد مرتضي آويني در شهريور 1326 در شهرري به دنيا آمد . پدرش مهندس معدن بود و به اقتضاي كارش هر از چندي به شهري ميرفت و در آن ساكن ميشد و پس از آن مأموريتي ديگر و شهري ديگر . خانواده هم از او تبعيت ميكرد . پس دوران كودكي و نوجواني مرتضي در شهرهاي مختلفي سپري شد . او دوره دبستان و نيمي از دورة دبيرستان را در شهرهاي زنجان ، تهران و كرمان گذراند و دوباره به تهران بازگشت و سه سال آخر دبيرستان را در دبيرستان هدف تهران طي كرد تا آن كه در سال 1344 ديپلم گرفت .
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
امروز آماج بسیارى از تبلیغات خصمانه دشمنان، در درجه اول، دانشجویان و دانشگاهیانند.
*این خیلى ارزش دارد كه جوان و دانشجوى ما احساس كند این كارى كه الان به آن سرگرم و مشغول است، كارى است كه مىتواند آن را پاى خدا حساب كند و براى خدا دنبال بنماید.
*جوان - چه جوان دانشجو و چه بقیه نسل جوان - اگر حسّاسیت و شوق و شور خودش را از دست داد، دیگر آن جوانى نیست كه انسان بتواند براى آینده كشور به او امید ببندد.
*صفا و معنویت و نورانیّت و پاكى جوانان ما بر خیلى از چیزهایى كه امروز سعى مىشود در محیط جوان و بخصوص در محیط دانشجویان تزریق و تلقین و تحمیل شود، فائق خواهد آمد.
*طبیعت جوان، طبیعت دانشجو و نهضت دانشجویى، مقابله با نفوذ بیگانه، نفوذ دشمن، نفوذ قلدرها، زورگوها و دیكتاتورهاى بینالمللى در داخل مسائل یك كشور است.
*انتظارم از نسل جوان، بهویژه دانشجویان این است كه صفا و یكرنگى و طهارت اخلاقى داشته باشند و از دوز و كلكهایى كه مربوط به دوره بعد از جوانى و مربوط به ابتلائات زندگى است، خود را دور نگه دارند.
*هر كس در كشور ما نسبت به جامعه جوانِ دانشجو حسّاسیتِ همراه با احساس تكلیف نداشته باشد، بدون شك دچار غفلت است.
*دانشجوى ایرانى، با هوشمندىاش، با ایمانش، با احساس استقلالش، با احساس عزّتى كه امروز در ملت ایران و بخصوص در جوانان و دانشجویان ما هست، اگر سى سال كار كند، امید هست كه به قدر صد سالِ دیگران پیشرفت كند. من معتقدم بین گروههاى دانشجویى، با هر سلیقهاى كه هستند، باید روابط حسنه برقرار باشد.
*دانشجو اگر قدرت تحلیل سیاسى نداشته باشد، فریب مىخورد و فریب خوردن دانشجو، درد بزرگى است كه تحمّلش خیلى سخت است.
*اگر دانشجویان بخواهند قدرت تحلیل پیدا كنند، باید فعّالیت سیاسى بكنند؛ باید سیاست را بخوانند، بنویسند، بگویند، مذاكره و مباحثه كنند. تا این كار نشود، دانشجویان توانایى پیدا نمىكنند.
*من به طور خلاصه دانشگاه اسلامى را دانشگاهى مىدانم كه در آن، علم یك ارزش حقیقى است. آدم علم را براى گرده نانى كه از آن طریق مىشود به دست آورد، تحصیل نمىكند.
مفهوم كلّى امامت
زمانى كه امامت از دیدگاه اهلبیت علیهم السلام و شیعیانشان عبارت است از ادامه خط نبوّت، در رهبرى الهى امت به سوى هدف والاى رسالت. و نیز، سرچشمه همیشه جوشانى است براى اندیشه اسلامى اصیل، كه باید همواره امت را سیراب كند و زنده نگه دارد و زلالى و گوارایى را از خدا و رسول صلّى الله علیه و آله و سلم گرفته
است.
هنگامى كه امامت چنین مفهومى داشته باشد، طبیعتاً نیازمند به آن است كه از جانب كسى كه داراى چنین حقى است، پذیرش این امتداد خط، اعلان گردد و سپردن و واگذارى مسؤولیتهاى رهبرى به كسانى كه كمال شایستگى و لیاقت را براى متحمل شدن مسؤولیتهاى سنگین آن را دارند، به اطلاع همگان برسد. همچنان كه با خبر ساختن همه مردم، از منبع پاك و اصیل علوم و معارف، براى تغذیه حركت فكرى و تجهیز آن به آنچه كه در خط تكاملى و پیشرویش به سوى هدف، بدان نیاز مىیابد، لازم است.
از همین جا است كه طبیعى بود، بناى امامت، بر دو پایه اساسى(1) بر پا شود. به طورى كه با نبود هر یك از این دو پایه، بنا از هم پاشیده، امامت محتواى اصلى خود را از دست بدهد.
آن دو ركن و پایه عبارتند از:
1- نص.
2- علم مخصوصى، كه خداوند آن را به ائمّه، از طریق پدرانشان از پیامبر علیهم السلام اختصاص داده است.
ادامه مطلب
بسماللهالرحمنالرحیم. قبل از اینکه به سوالات این دختر خانم عزیز جواب بدهم، باید بگویم خوش به حال شما جوانان و نوجوانان امروز؛ به شماها اهمیت داده میشود، به شما پرداخته میشود. این آقایان محترم(1)، با این مایههای فکریی که من حالا مورد تامل قرار دادم، برای شما به- خصوص- برنامه ریزی و برنامه سازی میکنند، تدارک اندیشیدن برای شماها ترتیب میدهند، با شما حرف میزنند، تماس برقرار میکنند و هر نامهای از نامههای شما را جواب میدهند.
البته من سابقهی آشنایی با شما عزیزان را ندارم؛ اما از همین گزارش(2) چیزهای زیادی را نسبت به استعداد و توان شماها حس کردم. البته من گاهی برنامهی نیم رخ را هم به یاد نوجوانی نگاه میکنم- هم برنامه ی نیم رخ را، هم گاهی برنامهی کودکان را تماشا میکنم- بنابراین باید گفت: خوش به حال نسل جوان و نوجوان امروز که اینقدر برایشان امکانات فکر کردن و فهمیدن و تماس گرفتن و اظهار کردن ما فیالضمیر خودشان فراهم است. حالا اگر من در پاسخ سوالات این خانم- که البته این سوالات خیلی بود؛ اصلا یادم نمیماند. باید آنها را دانه دانه مطرح کنید، تا انشاءالله جواب بدهم- اگر بخواهم حرف بزنم، خواهید دید که اصلا زمان ما این گونه نبود؛ به ما اینقدر اهمیت داده نمیشد، با ما این طور صحبت نمیشد، این طور نظراتمان و حرف دلمان خواسته نمیشد- که از شما خواسته میشود- خب، شما از این جهت از ما جلو هستید. انشاءالله که خداوند بر شماها مبارک بکند؛ ... و موفق باشید.
ادامه مطلب
بسم الله الرحمن الرحیم
غریب است گفتن از« لقمه های حلال» برای هزارها مثل من که ذهنشان صندوقچه مفاهیم مدرن است و از فلق تا شفقشان به نوشیدن عصاره یmp4 جدیدترین محصولات لیبرال دموکراسی می گذرد. بی کلاسی است گفتن از «لقمه های حلال» که ریشه لاتین ندارد،
و نمی شود آخرین سری N نوکیای صهیونیستی را در دست داشته باشی و ذائقه ات به نوه
و نتیجه های مک دونالد عادت کرده باشد و باز هم با جسارت بگویی"لقمه باید حلال باشد."
غریب است گفتن از غربت این مفاهیم در این زمانه ی توسعه یافته ی غربت ها!...
بسم الله الرحمن الرحیم
غریب است گفتن از« لقمه های حلال» برای هزارها مثل من که ذهنشان صندوقچه مفاهیم مدرن است و از فلق تا شفقشان به نوشیدن عصاره یmp4 جدیدترین محصولات لیبرال دموکراسی می گذرد. بی کلاسی است گفتن از «لقمه های حلال» که ریشه لاتین ندارد،
و نمی شود آخرین سری N نوکیای صهیونیستی را در دست داشته باشی و ذائقه ات به نوه
و نتیجه های مک دونالد عادت کرده باشد و باز هم با جسارت بگویی"لقمه باید حلال باشد."
غریب است گفتن از غربت این مفاهیم در این زمانه ی توسعه یافته ی غربت ها!...
****

در سال هزار و سیصد و بیست و یک در روستای گلبوی کدکن از توابع تربت حیدریه قدم به عرصه هستی نهاد. نام زیبنده اش گویی از لحظه هایی نشأت می گرفت که در فرمایش"الست بربکم" مردانه و بی هیچ نفاقی ندا در داد:"بلی"؛ عبدالحسین.
****
ادامه مطلب
آیت الله مکارم شیرازی:قرآن به رسم الخط عثمان طه غلط های متعددی دارد .
آیت الله مکارم شیرازی رسم الخط عثمان طه را باعث گمراهی و اشتباه خوانندگان دانست و گفت: قرآن به رسم الخط عثمان طه غلط های متعددی دارد.
به گزارش خبرگزاری شبستان ، آیت الله مکارم در دیدار معاون دارالقرآن کشور از چاپ قرآن های عثمان طه و ترجمه های متفاوت آن انتقاد کرد و افزود: قرآن عثمان طه که با سرمایه های فراوان عربستان سعودی چاپ و منتشر شده و در ایام حج تبلیغ می شود، اشکالات فراوانی دارد.
آیت الله مكارم شیرازی در ادامه تصریح كرد: این اشکالات از رسم الخط است. این رسم الخط در زمان پیامبر اکرم"ص" قطعا نبوده و بعدا وارد شده است که حتی باعث گمراهی و اشتباه خوانندگان می شود، به علاوه قرآن عثمان طه غلط های متعددی دارد که باید اصلاح شود.
ادامه مطلب

علی بن مهزیار از موسی بن قاسم نقل کرده است که به ابوجعفر ثانی (امام جواد علیه السلام) عرض کردم: من تصمیم داشتم به نیابت از شما و پدر بزرگوارتان طواف به جا آورم. عدهای گفتند: از جانب اوصیاء نمیتوان طواف کرد. امام فرمود: هر چه توان داری برای ما طواف به جا آور که جایز است.
بعد از سه سال باز به خدمت حضرت رسیدم و عرض کردم: من در گذشته برای طواف از جانب شما و پدرتان اذن خواستم، شما هم اذن فرمودید و من نیز این کار را انجام دادم، اما بعد از آن مطلبی به دلم افتاد و بدان عمل کردم، حضرت فرمود: آن چه بود؟ عرض کردم: روزی به نیابت رسول خدا صلی الله علیه و آله طواف کردم، امام سه بار فرمود: درود خدا بر رسولش باد.
(خدمت حضرت ادامه دادم) روز دوم از طرف امیرمؤمنان، روز سوم از طرف امام حسن، روز چهارم از طرف امام حسین، روز پنجم از طرف حضرت علی بن الحسین، روز ششم از طرف امام محمد باقر، روز هفتم از طرف جعفر بن محمد، روز هشتم از جانب پدرتان، موسی بن جعفر، روز نهم از طرف پدرتان، علی بن موسی علیهم السلام و روز دهم از طرف شما طواف به جا آوردم، و اینانند کسانی که ولاتیشان دین من است.
امام جواد علیه السلام فرمود: در این صورت به خدا سوگند! تو متدین به دینی هستی که خداوند از بندگانش جز آن را نمیپذیرد.
به حضرت عرض کردم: گاه میشود به نیابت از مادرتان حضرت فاطمه علیهاالسلام طواف میکنم، حضرت فرمود: این کار را زیاد انجام بده، این بهترین کاری است که انجام میدهی.
منبع:
فروع کافی، ج 4، ص 314.
گزیده ای از سخنان حضرت آیت الله العظمی خامنه ای در رابطه با دانشجو و دانشگاه:

*دانشگاه پایگاه اصلى انقلاب بوده و باز هم خواهد بود.
*دانشجویان یكى از قشرهاى زنده و فعّال و با نشاطند. در قضایاى اجتماعى و سیاسى هم باید همینطور زنده و فعّال و بانشاط شركت كنند.
*دانشجو، فرزند ماست؛ متعلّق به ماست؛ متعلّق به این كشور است.
*دانشجو جزو بچههاى برگزیده این خانواده بزرگى است كه اسمش ملت ایران است.
*اگر دشمنان نتوانستند دانشجو را در جهت خودخواسته به راه بیندازند، یقیناً كار و تلاش و تبلیغى مىكنند تا شاید بتوانند دانشجو را به انفعال و بىعملى بكشانند.
*انقلاب اسلامى، جهت گیرى دانشگاه را یكسره دگرگون كرد و خودباورى، و ابتكار، و استقلال، و پایبندى به ارزشهاى اسلامى، و جهاد علمى، و آزادى از اسارت و تبعیت، را جهت اصلى آن قرار داد.
*سادهانگارى است اگر امید و طمع دشمن بر رجعت دانشگاه به آن گذشته آفت زا، نادیده گرفته شود.
برای نخستین بار در زبان فارسی از سوی یكی از محققان و قرآنپژوهان روشی نوین در ترجمه قرآن ابداع شد.
این ترجمه كه توسط "محمد خامهگر" از محققان مركز فرهنگ و معارف قرآن ابداع شد، با ویژگیهای انحصاری خود برای نخستین بار در ترجمه تفسیر آفتاب به كار رفته است، مورد استقبال قرار گرفت.
محمد خامهگر در گفتوگوبا خبرنگار افتخاری ایکنا، ضمن بیان این مطلب گفت:
این ترجمه به منظور آشنایی نسل جوان به ویژه دانشآموزان با مفاهیم انسانساز قرآن كریم به رشته تحریر درآمده است، به گونهای كه میتوان آن را ترجمه دانشجویی قرآن نامید.
وی درباره ویژگیهای این ترجمه گفت: در این كتاب برای نخستین بار از روش ترجمه پیوسته و تفسیری در ارائه پیامهای قرآن استفاده شده و سبك ترجمه قرآن با زبان و سبك كتب درسی دانشجویان هماهنگ شده است.
این پژوهشگر قرآنی افزود: در این شیوه جدید، مطالب هر سوره با جملهبندىهاى كامل و روان به گونهاى ترجمه مىشود كه خواننده هر سوره را به شكل متنی پیوسته احساس كند و پایان یافتن آیه و شروع آیه دیگر را كاملاً به هم مرتبط ببیند. آنگاه در مجموع پس از خواندن یك سوره، با غرض اصلى سوره ارتباط برقرار سازد و اهداف و مقاصد سوره را به خوبى درك كند.
خامهگر گفت: به كمك این روش، در كمترین فرصت و با بیشترین دقت مىتوان به معانى آیات قرآن دست یافت، زیرا بدین وسیله ارتباط آیات در متن ترجمه ظاهر میشود و مفاد قرآن به صورت متن پیوسته ارائه مىشود. با استفاده از این روش در مدت كوتاهی ـ ششش ماه تا یكسال ـ میتوان یك دوره شرح و تفسیر قرآن را به دانشجویان آموزش داد.
وی در پایان گفت: تفسیر شریف المیزان مبناى ترجمه حاضر است و برای كشف غرض سوره و ساختار نهایى آن، تعیین معانى مفردات قرآن، استخراج مفهوم تفسیرى، ارائه توضیحات و نكات تفسیرى در پاورقى و متن اصلى ترجمه و ارزیابی میزان اعتبار روایات تفسیرى از این تفسیر گرانقدر سود جستهایم. از این رو، باید این ترجمه را "ترجمه پیوسته و تفسیرى قرآن براساس تفسیر المیزان" نامید.
منبع:
اعتدال
به نام خدا
از این به بعدبنابر این است که به یاری خداوند با بخش جدیدی به نام "جملات قصار " در خدمتان باشم.
دراین نوبت جملاتی از امام محمد تقی (عَلیه السلام) تقدیمتان می گردد.

امام ما جواد (عليه السلام) :
گذشت روزگار پرده اي از اسرار بر مي دارد.
امام ما جواد (عليه السلام) :
اگر جاهل سكوت مي كرد مردم اختلاف پيدا نمي كردند.
امام ما جواد (عليه اسلام):
عنوان نامه عمل انسان نزد خدا خوش خلقي است.
امام ما جواد (عليه السلام) :
هركه پدرم امام رضا (ع) را زيارت كند پاداش او بهشت است.

