تبليغاتX
کانون قرآن میثاق

بسم الله الرحمن الرحیم

روايت از امام صادق(ع) از قول خداوند است كه مي‌فرمايد: به عزتم سوگند اميد هركس به هركس جز من باشد نااميدش مي‌كنم و در پيش چشمان همگان جامه‌ي خواري بر او مي‌پوشانيم.
او را از خود دور و از فضل خويش محروم مي‌سازم.
آيا بنده‌ام در سختي‌ها و دشواريها چشم اميدش به غير من دوخته شده حال آنكه سختي‌ها به دست من آسان و گره‌ها به دست من گشوده مي‌شود؟
آيا بنده‌ام به غيرمن اميد بسته است حال آنكه كليد قفل‌هاي بسته در دستان من است.
كيست و كجاست آنكه در حادثه‌اي چشم اميدش به من بود و به آنچه مي‌خواست دست نيافت؟ كيست و كجاست آنكه در بلاهاي سخت اميد بر من داشت و اميدش از خويش بريدم؟
من فرشتگانم را امر كرده‌ام كه درهاي ميان من و بندگانم را ببندند اما با اين وجود بندگانم به گفتار من اعتماد ندارند.
آيا كسي كه من محنت و مصيبتي بر او وارد ساختم نمي‌داند كه هيچكس جز من نمي‌تواند آن را برطرف كند مگر آنكه من اجازه دهم؟ پس بنده‌ام را چه مي‌شود كه از من غافل است. من از سر جود و بخشش خود چيزي كه بنده‌ام از من درخواست نكرده را به وي اهداء و اعطاء مي‌كنم، سپس آن را از وي مي‌ستانم، اما او بازگشت آن عطا و نعمت را نه از من كه از غير من مي‌خواهد.
من كه پيش از خواست و آرزوي بنده‌ام بسياري نعمتها را به او عطا كرده‌ام آيا پس از خواهش و تمنا از وي دريغ مي‌كنم؟
آيا من بخيل‌ام كه بنده ام مرا بخيل مي‌انگارد؟
آيا جود و كرم از آن من نيست؟
آيا عف و رحمت به دستان من نيست؟
آيا من آمال و آرزوها را برنمي‌آورم؟
آيا آرزومندان از اينكه به غير من چشم‌دوخته‌اند نمي‌ترسند؟
وه كه چه تيره بختند
آن كساني كه
از من نوميدند و معصيتم را مي‌كنند.

نوشته شده توسط کانون قرآن میثاق در یکشنبه بیست و سوم تیر 1387 ساعت | لینک ثابت |